محمود الشهابي الخراساني
51
ادوار فقه ( فارسي )
كه منطبع باشد واجب دانستهاند . قسم دوم در ذيل اين قسمت ، كيفيت قسمت غنائم آورده شده كه در جلد اول اين كتاب در اين باره به تفصيل سخن به ميان آمده است و تكرار آنها لازم نيست . قسم سيم و پس از آن در ذيل قسم سيم تأكيداتى كه در بارهء وجوب اداء خمس آورده شده ياد گرديده است 2 - آيهء 26 ، از سورهء بنى اسرائيل * ( وَآتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّه وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ ) * و همچنين آيهء 90 از سورهء نحل * ( إِنَّ الله يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ - الإِحْسانِ وَإِيتاءِ ذِي الْقُرْبى ) * . مراد از ذى القربى در اين آيه و نظائر آن خويشان پيغمبر ( صلَّى الله عليه و آله و سلَّم ) مىباشند كه بايد خمس و ديگر حقوق ايشان به ايشان داده شود . رواياتى در اين زمينه وارد شده كه از جمله است پاسخ حضرت سيد سجاد ( عليه السّلام ) وقتى از آن حضرت از خمس پرسيده شده است « هو لنا » چون از يتامى و مساكين پرسيده شده است گفته است : « يتامانا و مساكيننا » حضرت صادق ( عليه السّلام ) گفته است : « إنّ الله لمّا حرّم علينا الصّدقة انزل لنا الخمس فالصّدقة علينا حرام و الخمس لنا فريضة و الكرامة لنا حلال » . 3 - آيهء 1 ، از سورهء انفال * ( يَسْئَلُونَكَ عَنِ الأَنْفالِ قُلِ الأَنْفالُ لِلَّه وَالرَّسُولِ فَاتَّقُوا الله وَأَصْلِحُوا ذاتَ بَيْنِكُمْ وَأَطِيعُوا الله وَرَسُولَه إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ ) * .